ه‍.ش. ۱۳۹۰ خرداد ۲۵, چهارشنبه

سه عکس تاریخی: ۱ - رضاشاه قبل از پادشاهی، ۲ - علیرضا پهلوی برادر تنی محمد‌رضاشاه ۳ - ملاقات هیات ایرانی با هیتلر

رضاشاه که در آن‌زمان به رضا خان معروف بود، در حال نگهبانی از سفارت هلند در تهران - از چپ: رضاخان (ایستاده) و كنوبل وزيرمختاریا سفیرکبیر هلند در ايران (سوار بر اسب). تاریخ گرفتن عکس نامشخص است

عليرضا پهلوی تنها برادر تنی محمدرضا پهلوی، كه در سال ۱۳۳۳ شمسي در يك سانحه پرحرف و حدیث هوايي كشته شد

حسن اسفندياری (محتشم‌السلطنه) رئيس مجلس شورای ملی در ملاقات با آدولف هيتلر صدراعظم آلمان (۱۳۲۰-۱۳۱۹) از چپ: موسي نوری اسفندياری (سفير ايران در آلمان)، حسن اسفندياری و آدولف هيتلر

ه‍.ش. ۱۳۹۰ خرداد ۱۳, جمعه

ببینید شرکت نفت را چه کسانی اداره می‌کرده‌اند: در مقایسه با آنها، علی‌آبادی بدرد سرپرستی کاروان‌ حج می‌خورد و بس


 محمد علی‌آبادی به‌سال ۱۳۳۵ در شهر اراک متولد شده است و در سوابق تحصیلاتی‌اش آمده که دارای کارشناسی ارشد در رشته شهر‌سازی است. پست‌هایی را که تا کنون داشته عموما سیاسی بوده و شوربختانه نه به لحاظ شایستگی که به‌دلیل رفاقت، فامیلی و خلاصه رانت‌خواری اشغال نموده. باهم نگاه می‌کنیم به عناوینی که تا کنون در کارنامه داشته است
عضویت در شورای جهاد سیستان و بلوچستان
معاونت وزیر راه و ترابری و معاون بنیاد مستضعفان و جانبازان
استاندار خراسان
معاونت عمرانی شهرداری تهران
معاون رییس جمهور و ریاست سازمان تربیت بدنی
ریاست سازمان شیلات
یکبار هم به‌عنوان وزیر نیرو از سوی احمدی‌نژاد به مجلس پیشنهاد شد که رای اعتماد نیاورد. در حال حاضر پست تشریفاتی ریاست کمیته ملی المپیک در اختیار اوست و اخیرا نیز به عنوان سرپرست وزارت نفت منصوب شده، که از مهمترین پ‍یامدهای این تصمیم احمدی‌نژاد، بوجود آمدن جو دلسردی و ناامیدی در میان مدیران صدیق و شریف وزارت نفت است
***
بدنبال مستنداتی گشتم تا شاید نقطه اثر مثبتی از دوران کاری پر زرق و برق علی‌آبادی بیابم، اما چیزی نیافتم. داشتم به عالی‌رتبه‌های شرکت نفت در دوران قبل از انقلاب می‌اندیشیدم. یادم آمد به پرویز مینا، غولی بود در زمینه مسائل نفتی. وی مدیر اجرایی امور بین الملل در شرکت ملی نفت ایران و عضو کمیته استراتژی بلند مدت سازمان اوپک بود، و به لحاظ تخصصش از سال ۱۹۷۹ تا کنون به عنوان مشاور شرکت های بزرگ نفتی به فعالیت مشغول است. اما جا دارد از چند صاحب‌منصب دیگر در شرکت نفت پیش از انقلاب نام ببرم، تا موقعیت امروز خود را بیشتر احساس کنیم
دکتر محمود حسابی در سال ۱۳۳۰ 
مهندس مهدی بازرگان در سال ۱۳۳۱ 
عبدالله انتظام  - ۱۳۳۶ تا ۱۳۴۲ او همان مدیر خردمند و در عین حال صریح‌الهجه‌ای بود که به عنوان اعتراض به خشونت‌های خرداد ۱۳۴۲ از سمت خود استعفا کرد و سالها مورد غضب شاه قرار گرفت. آنقدر انسان درستکار و صالحی بود که در آخرین روزهای حضور شاه در قبل از انقلاب ۵۷ هنگامی‌ که شاپور بختیار نخست‌وزیری را پذیرفت او نیز عضویت در شورای سلطنت را قبول کرد (کسانی به عضویت این شورا در آمدند که از حسن شهرت بسزایی در میان مردم و رهبران انقلاب برخوردار بودند) و پس از بهمن ۵۷ نیز دوباره ریاست هیات مدیره شرکت نفت را عهده‌دار شد
هوشنگ انصاری در سال های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷
دکتر جمشید آموزگار، نماینده ایران در اوپک
***
قحط الرجال که نیست، من اطمینان دارم که در حال حاضر بسیاری از مدیران خوب و لایق  و خردمند در همان وزارت نفت و شرکت‌های تابعه مشغول به‌کار هستند که قادرند دستگاه و تشکیلات نفت کشور که شاهراه حیاتی اقتصاد ماست را با شایستگی اداره کنند، اما به‌یقین زیر بار خزعبلات گویی‌های امثال احمدی‌نژاد نمی‌روند و نیز انسان‌های درستکاری هستند که اجازه چپاول رسمی و غیر رسمی ثروت ملت را به احدی نمی دهند اما افسوس و صد افسوس که به دلیل عدم وابستگی به هیچ جریان سیاسی، در کناری سر در کار خود مشغولند که اگر بپذیرند به وزارت گمارده شوند، دل‌گرمی کارکنان زحمتکش دستگاه نفت نیز صد چندان می‌شود
 بهر حال اگر آنهایی که نامشان در این نوشته آمد، با توجه به تحصیلات و تجارب‌شان، صلاحیت اداره چنین دستگاه عریض و طویلی را داشته‌اند، من با شناختی که بیش و کم از محمد علی‌آبادی دارم، او فقط مناسب سرپرستی کاروان حج است و بس که بی‌شک‌ از عهده‌اش بخوبی ساخته است و در ضمن، هم خدمتی است به هموطنان و هم اجری دارد در آن دنیا و هم شغلی است آبرومند، در غیر اینصورت می‌تواند به همان کاری که هم تخصصش را دارد و هم علاقه، ادامه دهد: بساز و بفروشی! 

ه‍.ش. ۱۳۹۰ خرداد ۱۱, چهارشنبه

هاله سحابی هم رفت: تقدیم کلیپ «سلام ای همه لحظه‌های جدایی» به بازماندگانش


هاله سحابی متولد ۱۳۳۴ شمسی قرآن‌پژوه، فعال و زندانی سیاسی و از اعضای انجمن مادران صلح بود. وی در روز خاکسپاری پدرش، عزت سحابی به دست نیروهای امنیتی کشته شد. او در روز تحلیف احمدی‌نژاد، ۱۴ مرداد ۱۳۸۸، در میدان بهارستان پس از ضرب و شتم دستگیر شد. او در شعبهٔ ۲۶ دادگاه انقلاب محاکمه و به دو سال حبس تعزیری و پرداخت جریمهٔ نقدی محکوم گردید. در صفحه فیس‌بوک عزت‌الله سحابی، سخنان یحیی شامخی، فرزند هاله سحابی نقل شده‌ که گفته‌است: «موقعی که پیکر مهندس [سحابی] را برای تشییع بیرون آوردیم ماموران جلوگیری کردند و اجازه تشییع ندادند، جر و بحث شدید شد و فضا متشنج بود. خیلی اذیت کردند و بالاخره جنازه را به زور کشیدند و بردند. جنازه را که به زور کشیدند، مادرم افتاد. بی‌هوش بود، تا دکتر به ما گفت ایست قلبی کرده. مادرم هم رفت». منابع دولتی، علت مرگ او را «ایست قلبی»اعلام کرده‌اند. در این راستا فریدون سحابی، برادر عزت‌الله سحابی، در گفتگوی کوتاهی اعلام کرده است ایست قلبی او ناشی از ضربه ای است که به شکم و ریه او وارد شده است. در عین حال یحیی پسر هاله سحابی اعلام کرده است که «درگذشت مادرش بر اثر ضرب و شتم نبوده و علت فوت ایست قلبی بوده است.». اما فریدون سحابی اینکه علت مرگ درگیری و ضرب و شتم نبوده را تکذیب کرده است - منبع ویکی‌پدیا فارسی

***
به پیش‌بینی من، با این قتلی که صورت گرفت، سرعت حوادث سیاسی در شهرهای بزرگ رو به فزونی خواهد گذاشت. متن فراخوان فیس بوک 25 بهمن، مهدی کروبی، شهروند سبز و سایر تشکلهای جنبش سبز بدین شرح است : "قرار ما ساعت پنج امروز...حرکت به سوی منزل هاله سحابی که در مراسم خاکسپاری پدر به دست ماموران امنیتی به شهادت رسید...آدرس منزل ایشان را اطلاع رسانی: جنب پل گیشا ابتدای خیابان گیشا. جنب بانک کشاورزی.خیابان نسیم، مجتمع نسیم دانش

نماهنگ زیر را تقدیم می‌کنم به بازماندگان این خانواده دردمند: با صدای احسان خواجه امیری